عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

779

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

و جدّيت است . 53 نحن دعاة الحقّ و ائمّة الخلق و السنة الصّدق من اطاعنا ملك و من عصانا هلك : مائيم كه مردم را بسوى خدا خواننده‌ايم مائيم كه پيشوايان مردم و زبانهاى راست گوى خدائيم هر كه ما را پيروى كند پادشاه شود و هر كه ما را نافرمانى نمايد تباه گردد . 54 نحن باب حطّة و هو باب السّلام و من دخله سلم و نجى و من تخلّف عنه هلك : ما درگاه ريزش گناهانيم و آن باب سلامتى است هر كه داخل آن گردد سالم و رستگار است و هر كه از آن كناره جويد هلاك گردد . 55 نحن النّمرقة الوسطى بها يلحق التّالى و اليها يرجع الغالى : ما بالش و وسادهء ميانهء مجالسيم ( كه هر وارد شونده بدان متوجهّ است ) پس مانده به آن برسد و پيش افتاده بسوى آن بازگردد . 56 نحن أمناء اللّه سبحانه على عباده و مقيموا الحقّ فى بلاده بنا ينجو الموالى و بنا يهلك المعادى : ما امناء خداوند سبحان بر بندگان و بر پاى دارندهء حقّيم و دوستان بواسطهء ما نجات پيدا كنند و دشمنان بواسطهء ما هلاك گردند . 57 نحن شجرة النّبوّة و محطّ الرّسالة و مختلف الملائكة و ينابيع الحكمة و معادن العلم ناصرنا و محبّنا ينتظر الرّحمة و عدوّنا و مبغضنا ينتظر السّطوة : مائيم كه درخت نبوّت و بار انداز رسالت و محلّ آمد و شد فرشتگان و سرچشمه‌هاى حكمت و معدنهاى علم الهى هستيم دوست و يار ما اميد رحمت و خصم و دشمنان ما خشم خدا را منتظر است . 58 نحن الشّعار و الأصحاب و السّدنة و الأبواب و لا تؤتى البيوت الّا من ابوابها و من اتاها من غير ابوابها كان سارقا لا تعدوه العقوبة : ما پيراهن تن پيغمبر و ياران و مقيمان آستانهء و درهاى علم و حكمت اوئيم و در خانه‌ها جز از درها اندر نشوند و هر كه جز از درهاى خانه‌ها وارد شود او دزد است و كيفر خداوندى از او در نگذرد . 59 نسئل اللّه سبحانه منازل الشّهدآء و معايشة السّعدآء و مرافقة الأنبياء و الأبرار : از خداوند سبحان مسئلت مى نمائيم جايگاه شهيدان و به خون آغشتگان و زندگانى نيك بختان و رفاقت پيغمبران و نيكان .